حق انتخاب از جمله چیزهایی است که من در زندگی ندارم .یعنی هر دختر ایرانی مثل من ندارد . مثلا من دوست دارم گیاهخوار باشم ولی خانواده ی محترم به زور گوشت خورشتی وران مرغ را در حلقم فرو می کنند . مثلا من دوست دارم همسر آینده ام را انتخاب کنم اما وقتی یک عده ی خاص به خواستگاریت می آیند تو فقط در بین آنها می توانی یکی که کمتر دلت را می زند انتخاب کنی .البته قسمتی از این مساله به بخت بد من هم مربوط است چون کسی که دوستش دارم هیچ تلاشی برای به دست آوردنم نمی کند ومن مجبور به فراموش کردنش هستم . اگر از من بخواهند از معایب زن بودن حرف بزنم پیش از پرداختن به مسایلی چون زایمان دردناک ،پریود ،حجاب اجباری و ...به این مساله می پردازم که در جغرافیای سیاه خاور میانه زنها تنها انتخاب می شوند.قضیه از اینجا شروع شد که چند روز پیش یک خواستگار سنتی برای من پیدا شد که خواهر ومادرش توی فلان مجلس عروسی مرا نشان کرده بودند. می دانید این جور مواقع حس می کنم کفش پشت ویترین مغازه ام که می پسندند وفردا پول می آورند تا آن را بخرند.بله .توی این مملکت زنها با همدیگر هم مثل کالا برخورد می کنند .بگذریم خواستگار ظاهرا شرایط خوبی داشت. اما وقتی به ازدواج با او فکر کردم قلبم روی پایم ریخت . شب عروسیم را تصور کردم .عروسی که بغض می کند از دلتنگی وبیچارگی ویک لبخند مصنوعی می زند . هر کس به عکسها نگاه می کند متوجه می شود لبخند عروس دروغین است.اما داستان به اینجا ختم نمی شود .اولین رابطه جنسی برای من شبیه تجاوز می شود .انقدر که دلم می خواهد با دیدن تن عریان ان مرد بالا بیاورم. بچه دار می شوم وهنوز هم در فکر او غوطه ورم. ایا می توانم خیانت کنم. خیر.چون در آن سوی داستان یک مرد سنتی دیگر نشسته.از آنهایی که آدم را با لفظ زن شوهر دار وهمچین چیزهایی صدا می زنند ومن از معشوق کوچواوی زیبا تبدیل به زن جا افتاده می شوم . زنی که دیگر نمی تواند شاد وشیطان باشد. چون سایه ی سیاه مردی به نام شوهر روی سرش سنگینی می کند.البته باید بگویم من به شدت انسان اخلاق مداری هستم اما کسی که زورکی به ازدواج تن می دهد قطعا خیانت خواهد کرد .اما در این وضعیت فقط یک راه نجات برایم باقی مانده . آن هم مهاجرت وترک این جغرافیای نفرت انگیز وپر از تبعیض است . من از این منجلاب خودم را بیرون می کشم ومی روم به جایی که سرنوشتم را بتوانم به دست بگیرم . من می خواهم اول یک انسان باشم ،بعد یک زن . می خواهم انتخاب کنم نه اینکه انتخاب شوم....