چه کاری جذاب تر از اینکه لپ تاب را توی شرکت روی پایت بگذاری ،قیافه جدی به خودت بگیری وبه جای کار کردن روی پروژه های صنعتی بی روح وبلاگت را بنویسی .انصاقا این کار چیه که ذات آدمی (به ویژه خودم )تا این حد باهاش بیگانه اس و اینکه چرا آدم با استعدادی مثل من انقدر به بطالت وگذران وقت به کارهای بیهوده علاقه مند است . برنامه زندگی من به شرح زیر است :

9-1 شرکت

1-2 ناهار

2-5/30 خواب

5/30 تا 7 کش دادن عضلات ...

7تا 7ونیم نماز

تا 9 ....ورزش

10 شام

10 تا11:30 مدیتیشن برای جلوگیری از هجوم غم و افسردگی به روح حساس ونازکم

11:30 تا 12 نماز وامادگی برای خواب

12 تا2 غلت زدن توی رخنخواب و پرسیدن سوالات بی سروته ام از گوگل (این سوالات هیچ نقشی توی زندگی من دارند )

2تا 5/30 خواب به همراه چاشنی کابوس(چون غیر ممکنه من شبی خواب نبینم ازبس که تخیلم قوی و ذهنم آشفته اس )

5/30 نمازصبح در اوج خواب آلودگی

8/30 بیدارشدن از خواب ،خوردن صبحانه زورکی وفرستادن لعنت به نیاز مالی واین جهان گذران

آیا به نظر شما هم من عمرمو به بطالت می گذرونم ؟مگه چی میشه که بیشترساعتای عمرت خودتو کش بدی ؟