من یک عاشق متفاوتم
بعضی وقتها با خودم فکر می کنم اگر من عاشقت نبودم چه کسی در این دنیا عاشقت می شد ؟اخر تو از آن ادمها نیستی که کسی عاشقش بشود .نه زیبایی چندانی داری ونه تیپ خیره کننده ای .همیشه لباسهایت خاکیست. اعصاب نداری وجدیدا ریشهایت هم دایما به هم ریخته است .تازه ترسو هم هستی . اما من به تو به چشم یک معجزه نگاه می کنم. می دانی اگر به تو می رسیدم یک زن خوشبخت معمولی بودم اما حالا یک ادم میانه حالم با یک داستان زندگی غیر معمول و تجربیات خارق العاده وصد البته یک دانش عظیم. می دانم این حرفم از روی خودپسندی است اما خدا تو را بهانه کرد که ازش دور نشم. وگرنه اگه عشق تو نبود من سمت خدا نمی رفتم .البته درآن برهه زمانی .الان که دیگر خودم متوجه نیاز روحیم به خدا شدم .اگر به تو می رسیدم زندگی کردن را یاد نمی گرفتم وشاد بودن بدون هیچ چیز وهمچنین شیوه مبارزه با افسردگی .بازشدن چاکرای هفتم ،معنویات ،رویای صادقه ،عبادت ،رفاقت با خدا و آگاهی از گره های روحیم از صدقه سری فراق تو بود وزبان بریده ات . می دانی من خیلی قوی ،زیبا وخیره کننده ام اما تو همیشه درحاشیه بودی .اما من وتو یک نقطه مشترک داریم آن هم غم درون وگذشته سخت است . آن رشته نامریی که من وتو روو بهم پیوند داده وهیچکس حتی خودت قادر به دیدن ان نیستی. چون بالاخره من به لطف بزدلی های تو چیزهایی را می بینم که ادمهای عادی قادر به دیدن آن نیستند.من برای تو یک منجی ومعجزه ام . البته زندگی من هم معجزه ی خودش را دارد .اما نمی دانم تو به چشم یک معجزه به من نگاه می کنی یا نه .من نسبت به تو بی نظیرم. این را همیشه به خاطر داشته باشم. من ازآن عاشق های زار وبیچاره نیستم که سرشان را پایین بگیرند والتماس کنند .من برای خودم یک ظاووس مستم. این را خودم نمی گویم همه می گویند.یادمه یک شعری به همین مضمون در کتاب ادبیات بود که قبل از من خریداری نداشتی . البته هنوز هم نداری . ولی خب ایرادی ندارد هنوز هم شانس این را داری که درقلب این دختر زیبا وهنرمند بمانی.بعید هم نیست بلیط شانست تا لحضه مرگ معتبر بماند .اما ای کاش بلد بودی از این عشق لذت ببری .ولی تو آدم شنا کردن در دریای عشق نیستی که نیستی.......![]()